العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

122

شرح كشف المراد ( فارسى )

الاعتقاد و صاحب كشف المراد است كه در همين بحث حيات مىگويد : و التحقيق ان صفاته تعالى ان قلنا بزيادتها على ذاته فالحياة صفة ثبوتيه زائدة على الذات و الّا فالمرجع بها الى صفة سلبيه و هو الحق . اشكال اين نظريه آنست كه اينها خيال كرده‌اند كه اگر ما صفات كماليه را يك سلسله امور ثبوتى دانستيم و معتقد شديم كه در خارج و در ذات حق موجودند مستلزم تعدد و تكثر در ذات مىشود درحالىكه ذات حق واحد است و هيچ جهت كثرتى در او نيست و لذا برمىگردانيم به امور سلبيه . ولى ما مىگوئيم : اگر صفات كماليه خدا زائد بر ذات بود اين تالى فاسد را داشت ولى صفات خدا عين ذات اوست و اين معنا را در باب توحيد صفاتى ان شاء اللّه ثابت خواهيم نمود و طبق آن اشكالى نيست . 2 - جماعت اشاعره مىگويند : صفات كماليهء خداوند يك سلسله امور ثبوتيه و وجوديه هستند كه در خارج موجودند و قديم هم هستند ولى زائد بر ذات خداوند هستند و اين عقيده از آنها مشهور است كه قائل به قدماء ثمانيه هستند و ما در آينده ثابت خواهيم كرد كه موجود قديم يك موجود بيشتر نمىتواند باشد . 3 - فلاسفه الهى و متأخرين از علماء كلام مىگويند : صفات ثبوتيه يك سلسله كمالات وجوديّه هستند كه در خارج براى ذات خداوند ثابتند و برگشت به امور سلبيه هم ندارند و عين ذات هم هستند كما سيأتى يكى از طرفداران اين نظريه مرحوم آية اللّه محمد رضا مظفر رحمه اللّه در عقائد الاماميه ص 17 است كه مىگويد : و لا ينقضى العجب من قول من يذهب الى رجوع الصفات الثبوتية الى الصفات السلبيه لما عزّ عليه ان يفهم كيف ان صفاته عين ذاته فتخيل ان الصفات الثبوتية ترجع الى السلب ليطمئن الى القول بوحده الذات و عدم